قهرمان ميرزا عين السلطنه
7686
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
هشت دكان داشت به واسطهء گرانى اجناس و عدم خريدار چهار شده . دكانى ده تومان به مالك مىدهد . هفت قهوهخانه كنار جاده ، هر كدام هشت تومان مىداد فعلا مبدل به يك گاراژ ( آرامشگاه ) و يك كاروانسرا براى چرخ شده . باقى كار نمىكنند . حقوق اجزاء [ حقوق ] نايب ، پاكار ، ميرزا ، فراش ، مهتر ، باغبان ، كدخدا با ارباب است مثل دشتبان و غيره . از ميانه ، چوپان ، نخرچى ، حمامى و غيره را رعيت مىدهد . فقط نايب سالى دويست و پانزده تومان جيره و مواجب و روزى دو من آرد دارد كه شام و ناهار سايرين را اگر حاضر باشند بايد كموبيش بدهد . دو خروار هيزم ، يك خروار زغال [ به ] مهتر ، فراش هريك دو خروار گندم ، كفش و لباس هم داده مىشود . ميرزا حسين هم سواى سه خروار گندم رعايت زيادترى مىشود . خرج قنات از همهء خرجها زيادتر [ خرج ] قنات است . از پارسال من به فكر آن افتادم كه چاههاى مخروبه را « بغل بر » بزنم . يك قسمت پارسال تمام شد ، دو قسمت را مشغولند و تمام نشده . يك دسته مقنى لالجينى هم آوردهام قريب چهارصد ذرع مخروبه را « بغل بر » زده تا نزديك مار هموار كه عمدهء آب ده اين قنات است و تازه ده روز است شروع كردهاند . به خواست خدا اين قنات داير شد بايد در تهيهء آبادى قنات ديگر شد كه عمر اينها و پدرانشان ياد ندارد چه زمان داير بوده و اين رشته مىرود تا حسينآباد و تصور مىشود كه از قنات فعلى خيلى بيشتر آب بدهد . مخارج اينهمه اعضاء براى يك ده با آنهمه حقوق فقط به واسطهء عدم تربيت و امنيت است كه اگر نايب ، ضابط ، كدخدا ، پاكار و غيره نباشد ممكن نيست اين ده را منظم نگاه داشت و بهرهاى برد . ما امسال پانصد و سى تومان ماليات داديم . دويست و هفتاد تومان براى ثبت آن ، بيست و پنج تومان براى خرج مقدماتى آن از قبيل اعلان و غيره . دويست و شانزده تومان مواجب نايب ، هفتاد تومان تخفيف . كور ، شل ، فقير ، عاجز ، صغير و يتيم از نقدى و خرج قنات و تقاوى و قيمت گاو كه باز شده باشد يا مرده باشد ، دوازده خروار گندم به عملهجات ، همينقدر هم به شركت رعايا به سايرين و عليق چهار اسب را بايد بدهيم سواى خرج توقف و آمدن و رفتن خودم ، انعام و احسان اينجا و قزوين و همدان و